
شعری برای دندان بد شکلِ قدیمیمن زنی را میشناسم،که مدام پازل میخرد،پازلهای چینی،بلوکههای پازل چوبی،پازلهای فلزی،تکههایی که عاقبت در ترتیب خاصی قرار میگیرند.به کمک ریاضیات آنها را حل میکند.همهی پازلها را حل میکند.او در جنوب، نزدیک دریا زندگی میکند.او برای مورچهها شِکر میریزد.او کاملاً به دنیای بهتری معتقد است.موهایش سفید است و به ندرت آنها را شانه میکند.دندانهایش نامرتباند،و لباسهای سرهمی شلِ بیقواره به تن میکند،آن هم روی بدنی که اکثر زنان آرزوی داشتنش را دارند.سالها من را با رفتارهای غیرعاد...
ادامه مطلب
عادت مردم این شهر فقط غم زدگیست جمعه هم روز قشنگی است اگر بگذارند......
ادامه مطلب
گاهی گمان نمیکنی ، ولی خوب میشود گاهی نمیشود، که نمیشود، که نمیشودگاهی بساط عیش خودش جور میشود گاهی دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو میشودگاهی گدایِ گدایی و بخت باتو یار نیست گاهی تمام شهر گدایِ تو میشودگاهی برای خنده دلم تنگ میشود گاهی دلم تراشهxadای از سنگ م...
ادامه مطلب
" وبلاگ جمعه کلمه " ات را وابسته به هيچ بنى بشرى نكن وبلاگ خودت کلمه وبلاگ بساز کلمه ش! تمام آنهايى كه وبلاگ جمعه کلمه هايشان بوى كسلى ميدهد منتظر كسى مانده اند، كه براى هميشه قالشان گذاشته...! Jome...
ادامه مطلب
دلم میخواهد زندگیم را مانند بسته ای در دست کس وبلاگ دیگر کلمه ی بگذارم و بگویم: بیا، وبلاگ برای کلمه من وبلاگ دیگر کلمه بس است، حالا تو فکرش را بکن … اما ممکن نیست! با دست خودمان زندگی را وبلاگ برای کلمه خود خراب کرده ایم. هر روز صبح که بیدار می شویم سنگینی این زندگی لعنتی روی ما وجود دارد و باز باید فکر کرد......
ادامه مطلب
مارها قورباغه ها را مي خوردند .. و قورباغه ها غمگين بودند .. قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند .. لك لك ها مارها را خوردند .. و قورباغه ها شادمان شدند .. لك لك ها گرسنه ماندند .. و شروع كردند به خوردن قورباغه ها .. قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند .. عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند .. و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند .. مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ه...
ادامه مطلب
ما برای ادامه دادن، هیچ کسی را نداریم جز خودمان؛ و این کافی ست. ...
ادامه مطلب
این جمعه نیست که دلگیرت میکند خاطرات گذشته است که بدون دعوت دور میز کنارت مینشینند تا با تو چای بنوشند چاییت را سر بکش تمامِ پنجره هارا باز کن تا سرمای پاییزی دلتنگیهایت را منجمد کند . . . ...
ادامه مطلب
فکری برای جمـعـه ی بعـدی نمی کنـی؟ دیگر نفس بدون تو بالا نمی آیـد...
ادامه مطلب
کـاش تـا حالمان خوب شود بـرایِ مدتی هم که شده جـمـعـه نـشود ... ! ...
ادامه مطلب