پالتون

متن مرتبط با «میبینی چه شب ساکتی است» در سایت پالتون نوشته شده است

مردم به چه امیدی بهت پول بدن؟

  • نیلوبلاگ

    چیزی تا تموم کردن مقطع کارشناسی نمونده. بیشتر از قبل تلاش میکنم. تلاشم اینه که مرور کنم تا مطالب تثبیت بشه و از خاطرم نره. اما متاسفانه هرچی به آخر دانشگاه نزدیک میشیم، هم کلاسی ها و حقوقخوانان هم دوره ایم، سست تر و تنبل تر میشن. استاد هربار که سوال میکنه و  پاسخ صحیحی از دانشجوها دریافت نمیکنه بیشتر نا امید میشه. اکثرا هیچی نمیدونن و عده کمی فقط مطالب ترم پیش رو یادشون هست. اونم بخاطر اینکه برای امتحان زیاد خونده بودن. اکثرا جزوه خوندن. رنگ مواد قانونی و دکترین حقوقی رو ندیدن. اگه کمی بهشون توجه کنم منم مثل اونا میشم. بی انگیزه و سست. مجبورم عکس کارآموزان جدید الورود کانون و مرکز وکلا رو ببینم تا انرژیم بیشتر بشه.تازه میفهمم چرا این همه تحصیل کرده بیکار داریم، چرا این همه میگن مدر...

    ادامه مطلب
  • جمعه هم روز قشنگی است

  • نیلوبلاگ

    عادت مردم این شهر فقط غم زدگیست جمعه هم روز قشنگی است اگر بگذارند......

    ادامه مطلب
  • چه شود هرچه شود

  • نیلوبلاگ

    چه شود' href='/last-search/?q=شود'>شود هر چه شودصاحب قلب بی قرار من تو باشیچه شود هر که ز ما نیسترود تا به ابددار و ندار من تو باشیچه شود هر چه که خواهم شود وچشم تو برق نگاهم شود وخنده ات پشت و پناهم شود واز تو خالی نشود زندگی امچه شود قافله غم رود واز بهشتم جهنم رود ولحظه های پوچ بی هم رود واز تو خالی نشود زندگی امبهترین حال جهان را دارمبا تو پیدا و نهان را دارمهر چه خوشبخت شدن میخواهدمن کنار تو همان را دارمچه شود هر چه که خواهم شود وچشم تو برق نگاهم شود وخنده ات پشت و پناهم شود واز تو خالی نشود زندگی امچه شود قافله غم رود واز بهشتم جهنم رود ولحظه های پوچ بی هم رود واز تو خالی نشود زندگی امبهترین حال جهان را دارمبا تو پیدا و نهان را دارمهر چه خوشبخت شدن میخواهدمن کنار تو همان را دارمبهترین ...

    ادامه مطلب
  • دوران جهان بی می و ساقی هیچ است

  • نیلوبلاگ

    دوران جهان بی می و ساقی هیچ است بــی زمــزمــهٔ نـــایِ عــراقــی هـیــچ اســت هـر چـنـــد در احــوال جـهــان مــینگــرم حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است ...

    ادامه مطلب
  • او خود در بند من است

  • نیلوبلاگ

    و گفت: بیزارم از آن خدای که به طاعت من از من خشنود شود و به معصیت من از من خشم گیرد پس او خود در بند من است تا من چه کنم......

    ادامه مطلب
  • فیلم " زندگی زیباست 1997 "

  • نیلوبلاگ

    کمدی اما در عین حال بسیار گریه آور یک کمدی سیاه که پر از معنی بود پ.ن: پیشنهاد میکنم تماشا کنید....

    ادامه مطلب
  • برای من دیگر بس است...

  • نیلوبلاگ

    دلم میخواهد زندگیم را مانند بسته ای در دست کس وبلاگ دیگر کلمه ی بگذارم و بگویم: بیا، وبلاگ برای کلمه من وبلاگ دیگر کلمه بس است، حالا تو فکرش را بکن … اما ممکن نیست! با دست خودمان زندگی را وبلاگ برای کلمه خود خراب کرده ایم. هر روز صبح که بیدار می شویم سنگینی این زندگی لعنتی روی ما وجود دارد و باز باید فکر کرد......

    ادامه مطلب
  • هرشب در اتاقی تاریک

  • نیلوبلاگ

    هـرشـب در اتـاقـی تـاریـکــ نشـسـتــه ام و دیـوارها هـر لحـ&...

    ادامه مطلب
  • خیالت لیوان آبی ست که هرشب بالای سرم میگذارم

  • نیلوبلاگ

    خيالتليوانِ آبی ست كه هر شب بالاي سر ميگذارمنيمه شب از خوابِ نداشتنت ميپَرمجرعه اي مي نوشمت آرامم ميكندو اين داستان ادامه دارد... ...

    ادامه مطلب
  • خواستم داد شوم … گرچه لبم دوخته است

  • نیلوبلاگ

    خواستم داد شوم … گرچه لبم دوخته استخودم و جدّم و جدّ پدرم سوخته استخواستم جیغ شوم، گریهی بیشرط شومخواستم از همهی مرحلهها پرت شوموسط گریهی من رقص جنوبی کردیمکامپیوتر شدم و بازی خوبی کردیمکسی از گوشی مشغول، به من میخندیدآخر مرحله شد، غول به من میخندید !دل به تغییر، به تحقیر، به زندان دادموسط تلویزیون باختم و جان دادم !یک نفر، از وسط کوچه صدا کرد مرابازی مسخرهای بود … رها کرد مرا !با خودم، با همه، با ترس تو مخلوط شدمشوت بودم! که به بازی بدی شوت شدم !!خشم و توپیدن من! در پی ِ یاری تازهترس گل دادن تو در وسط ِ دروازهآنچه میرفت و نمیرفت فرو … من بودم !حافظ ِ اینهمه اسرار ِ مگو، من بودم« آفرین بر نظر ِ لطف ِ خطاپوشش » بودیک نفر، آن طرف ِ گوشی ِ خاموشش بوداز تحمّل که گذشتم به تحمّل خوردمدردم ای...

    ادامه مطلب
  • گویند کسان بهشت با حور خوش است

  • نیلوبلاگ

     گویند کسان بهشت با حور خوش است من گویم که آب انگور خوش است این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار آواز دهل شنیدن از دور خوش است  ...

    ادامه مطلب
  • چه زندگی خوبی!

  • نیلوبلاگ

    گذشته ای که حالمان را گرفته است آینده ای که حالی برای رسیدنش نداریم و حالی که حالمان را به هم میزند... چه زندگی خوبی!   &n...

    ادامه مطلب
  • کودکی در اولین تبسم خود پیر گشته است

  • نیلوبلاگ

    آیا شما که صورتتان رادر سایه نقاب غم انگیز زندگیمخفی نموده ایدگاهی به این حقیقت یأس آور اندیشه می کنیدکه زنده های امروزیچیزی به جز تفاله یک زنده نیستند ؟ گویی که کودکیدر اولین تبسم خود پیر گشته است ... برچسبها: فروغ فرخزاد, سایه زندگی, نقاب غم انگیز, حقیقت تلخ, زندگی ...

    ادامه مطلب
  • اینجور خوشحالی ترسناک است!

  • نیلوبلاگ

    u200eگفت: خیلی میترسم. u200eگفتم: چرا؟ u200eگفت: چون از ته دل خوشحالم. اینجور خوشحالی ترسناک است. u200eپرسیدم: آخه چرا؟ u200eجواب داد: وقتی آدم این جور خوشحال باشد سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد. برچسبها: خالد حسینی, اینجور خوشحالی, ترسناک, سرنوشت, ناشادی ...

    ادامه مطلب
  • به بهانه هرشب

  • نیلوبلاگ

    دارد صدایت می زنم... بشنو صدایم را! بیرون بکش از زندگی و مرگ! پایم را داری کنار شوهرت از بغض می میری شب ها که از درد تو می گیرم کجایم را هر بوسه ات یک قسمت از کابوس هایم شد از ابتدا معلوم بودم انتهایم را در هر خیابان گریه کردم، گریه من را کرد! شاید ببیند شوهر تو اشک هایم را هیچم! ولی دارم عزیزم «هیچ» را از تو مستیم از نوشابه ی مشکی ست یا از تو؟! دارم تلو... دارم تلو... از «نیستی» مستم حالا «دکارت»...

    ادامه مطلب
  • کرگدن دل نازکی هستم که پیر شده است!

  • نیلوبلاگ

    میگویند تنهایی پوست آدم را کلفت میکندمیگویند عشق دل آدم را نازک میکند میگویند درد آدم را پیر میکند ... آدم ها خیلی چیزها میگویند و من، امروز کرگدن دلنازکی هستم که پیر شده است! برچسبها: مهدی صادقی, درد آدم را پیر می کند, تنهایی, عشق, آدم ها...

    ادامه مطلب
  • آدم؛ زخم است

  • نیلوبلاگ

    بوسـه بخیه استخنده بخیه است فراموشی بخیه است مهربانی بخیه است آدم بیبخیه متلاشی میشود! آدم؛ زخــم است... برچسبها: چارلز بوکوفسکی, آدم, بوسه, فراموشی, بخش هایی از کتاب...

    ادامه مطلب
  • چه دلمان بخواهد چه نخواهد

  • نیلوبلاگ

    چـه دلـمـان بـخـواهـد،چـه دلـمان نـخـواهـد، خــــدا یـک وقـت هـایـی دلـش نـمـی خـواهـد...! ...

    ادامه مطلب
  • چه بی قرار و دردمندانه تر از این

  • نیلوبلاگ

    چـه آرام بـودم و چـه بی قـرار شـدم چـه بی قرار و دردمـندانه تر ایـن کـه نمـی تـوانـم خـود را بـرای خـودم توضیـح بدهـم! برچسبها: محمود دولت آبادی, چه آرام بودم, توضیحی از خود, بی قرار, دردمندانه...

    ادامه مطلب
  • التیـام درد هـای مـا فقط مـرگ است و بس

  • نیلوبلاگ

    حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیقزندگی کردن به عاشقها نمیآید رفـــیقروحمان آبستن یک قرن تــنـــها بودن اســتطفل حســرت نوش ما دنیـــا نمی آید رفیقدستهایت را خودت " ها " کن اگر یـــخ کرده انداز لب معشوقه هامان "ها " نمی آید رفیقهضم دلتــنگی برای مـــوج آسان نیست ، آهآب دریـا بـی سـبب بالا نمی آید رفیقیــا شبیـه این جماعت بـاش یـا تنها بمانهیچکس سمت دل تنها نمی آید رفــیقالتیـام درد هـای مـا فقط مـرگ است و بسحال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیـق ...

    ادامه مطلب