پالتون

متن مرتبط با «تو تنهایی هاتو بزار رو دوش من» در سایت پالتون نوشته شده است

پایان کارشناسی حقوق و شروع خدمت

  • نیلوبلاگ

    بلاخره بعد از چهار سال تحصیلِ علم شیرین حقوق(چیزی که از سیزده سالگی آرزوشو داشتم)، به آخرای این دوره تحصیلی رسیدم. به هیچ عنوان احساس ندامت یا پشیمانی ندارم. خوشحالم که این انتخاب رو داشتم. چهار سال به راحتی گذشت. چقدر تجربه و اتفاقات تلخ و شیرینی داشت. دوست و رفیق زیاد پیدا کردم. دوره ی دانشجوییم رو دوست داشتم. هرچند صد در صد دانشجو نبودم. منظورم اینه که تو این چهار سال خیلی بیراهه رفتم و کارهای جدیدی رو شروع کردم که هیچ ربطی به حقوق نداشت. شاید اگه بخوام به چهار سال پیشم یه توصیه بکنم اینه که به چیز دیگه ای فکر نکن و فقط همون رشته ی خودتو بچسب. در کنکور ارشد هم شرکت نکردم و مصمم بودم که خدمت اجباری رو از سر بگذرونم. حالا این امید هست که بتونم امریه ی دادگستری رو بگیرم. اگر اجرایی بشه که خی...

    ادامه مطلب
  • روایت دنیایی بسیار دورتر و عمیق تر و خاص تر

  • نیلوبلاگ

    حتما نباید از کلمه استفاده بشه، جمله ساخت و متنی گذاشت. همه ی اینها هستند که بتونن ارتباط برقرار کنند یا احساسات رو منتقل کنند، توصیف کنند. کلمات و حروف صرفا وسیله هستند. البته غیر از اینها وسایل دیگری هستند که چندسالی هست بیشتر میتونم درکشون کنم. مثل موسیقی!برای اهلش موسیقی میذارم. چرا میگم اهلش؟ چون موسیقی بی کلام هرکسی رو درگیر خودش نمیکنه. نیاز به ادراک دیگه ای داره که شاید یک سری ازش بی بهره باشند. دلم میخواد تو یه پست مفصل از موسیقی بی کلام بنویسم.منم تو وبلاگم موسیقی بی کلام میذارم تا مخاطبینم گوش کنند که یا حس من براشون به اشتراک گذاشته بشه یا شاید حس جدیدی رو تجربه کنند. شاید اون داستان و تصویری که برای من موقع شنیدنش نقش میبنده، برای اونا هم مجسم بشه و نقش ببنده یا شاید چیز متفاوتی...

    ادامه مطلب
  • تو فکر میکنی من اینجا میمیرم؟ اینجا توی این غربت...؟

  • نیلوبلاگ

    صادق چوبک 13 تیر 1377 شمسی در شهر بروکلی آمریکا در گذشت."منیرو روانی پور" در سوگ او مینویسد:" در شهر سیاتل آمریکا، یک نوع ماهی غریبی هست به نام " سالمن " که اندک زمانی بعد از تولد، به اقیانوس میرود تا زندگی کند و چندماهی پیش از مرگ به زادگاه خود برمیگردد؛ برمیگردد تا همانجا که به دنیا آمده بود، بمیرد. حالا میتوانم بگویم که صادق چوبک در آخرین لحظات زندگی، چطور با بهت و حیرت نگاه کرده و پیش از این که خورشید زادگاهش را ببیند، از نفس افتاده. به یاد جمله ی آخر او می افتم؛ این جا توی این غربت...؟"" تو فکر میکنی اینجا'>اینجا میمیرم؟ این جا توی این غربت...؟"حالا صادق چوبک هم نیست که میگفت: وقتی به مرگ فکر میکنم، خوابم نمیبرد. هرشب منتظرم که صبح شود و خورشید را دوباره ببینم. صدای "قدسی" را بشنوم. گاه...

    ادامه مطلب
  • بیشعوری عُستاد در روز های گرم تابستان

  • نیلوبلاگ

    چندین ماه قبل از اتمام ترم ششم، کتاب تجارت اسناد تجاری از آقای دکتر اسکینی رو مطالعه کردم. بعد از اون کتاب آقای دکتر توکلی رو مفصل خوندم. کلمات رو هایلات میکردم و زیر جملات مهم خط میکشیدم. نمیذاشتم نکته ای از دیدم دور بمونه. حالا قبل امتحان تجارته. همه سوال و اشکالات دارند. چون عُستاد(ح.پ) 6 جلسه رو غیبت کرد و حتی یک جلسه جبرانی هم نذاشت. با اینحال من جواب سوالات هم کلاسی هام رو میدم و اشکالاتشون رو برطرف میکنم. نمونه سوالات امتحانی از ترم قبل که با جواب اسکرین شات گرفته شده، رو تصحیح میکنم و ایرادات جواب رو میگم و بهشون گوشزد میکنم که نکته چیه و جواب درست چی هست. برای هیچ امتحانی شاید همچین اعتماد به نفسی نداشتم. موقع امتحان با آرامش سر جلسه نشستم. دیدم که سوالات امتحانی همون سوالات تر...

    ادامه مطلب
  • حقوق جان، رشته ی دلخواه من!

  • نیلوبلاگ

    حقوق جان، رشته ی دلخواه من!تو را با تمام مسامحه های قانونگذار دوست دارم.لغات عربی و کهنه ی در تو، مثل زبان مادری شیرین است و برایم تازگی دارد.حتی با وجود تمام ابهام، اجمال و تعارضت به جان می نشینی.ای کاش کسی تو را بخواند که به تقدست آگاه باشد.چه شد که هرکس هوس دانشگاه به سرش زد، تصمیم گرفت که حقوق بخواند؟من را ببخش زمانیکه دانشجوی راه تو شدم، به اندازه کافی جشن نگرفتم و ذوق و شوق کافی به خرج ندادم!به تو کم توجهی کردم. دقیق نخواندمت و آنطور که باید با تو انس نگرفتم! تو وسیله ستاندن حق و حقوق مردمی، خون و حیثیت و مال افراد را صیانت میکنی اما حالا بازیچه دست طرح تسهیل و بیشعوری جماعتی احمق شده ای.جامعه ای که تو در آن رنگ ببازی خیلی وقت است که مضمحل شده است.تو را باید نجات داد. قبل از اینکه...

    ادامه مطلب
  • جمعه هم روز قشنگی است

  • نیلوبلاگ

    عادت مردم این شهر فقط غم زدگیست جمعه هم روز قشنگی است اگر بگذارند......

    ادامه مطلب
  • ساکنان خانه تنهایی

  • نیلوبلاگ

    ای ساکنان خانه های تنهایی ، ما نیز در پی شما می آییم. Bride of the lost/Beautiful Death...

    ادامه مطلب
  • من در گذشته

  • نیلوبلاگ

    من در گذشته زمانی پسر و دختر، بوته، پرنده و ماهی آرام دریا بودم....

    ادامه مطلب
  • بر باد رفته هر روز هفته

  • نیلوبلاگ

    بر باد رفته هر روز هفتهاین روزا این حسم از تووم رفته...

    ادامه مطلب
  • یاور همیشه مومن

  • نیلوبلاگ

    ای به داد ِ من رسیدهتو روزای ِ خود شکستنای چراغ ِ مهربونیتو شبای ِ وحشت ِ منای تبلور ِ حقیقتتوی ِ لحظه های ِ تردیدتو منو از شب گرفتیتو منو دادی به خورشیداگه باشی یا نباشیبرای ِ من تکیه گاهیبرای ِ من ک...

    ادامه مطلب
  • روزنامه صبح

  • نیلوبلاگ

    صبحانه: روزنامه وُ قهوه وُ گریه...(روزنامهی صبح، وقت صبحونه،خـیلی لازمــه، توی هـر خونه!)تیترِ درشتِ روزنامه اینه:دیوید بکهام یه ساعت خریده که روش پُرِ الماسُ نگینه!با فونتِ قرمز زیرش نوشته:هرکسی ...

    ادامه مطلب
  • فرصتِ من از تاریخ، سهمم از جهانم بود

  • نیلوبلاگ

    فرصتِ من از تاریخ، سهمم از جهانم بوددختری که با گریه توی بازوانم بودپهلوان تو ماندم گرچه دیو بسیار استآنچه از لبت خواندم کلّ هفتخوانم بوداز سکوت ترسیدم، در سقوط رقصیدمنوش گفتی و دیدم: سم در استکانم ب...

    ادامه مطلب
  • پیراهنم را اتو میزنم

  • نیلوبلاگ

      پیراهنم   را اتو می زنم کفش ها را دستمال می کشم زندگی اما مرتب نمیشود … ...

    ادامه مطلب
  • او خود در بند من است

  • نیلوبلاگ

    و گفت: بیزارم از آن خدای که به طاعت من از من خشنود شود و به معصیت من از من خشم گیرد پس او خود در بند من است تا من چه کنم......

    ادامه مطلب
  • برای من دیگر بس است...

  • نیلوبلاگ

    دلم میخواهد زندگیم را مانند بسته ای در دست کس وبلاگ دیگر کلمه ی بگذارم و بگویم: بیا، وبلاگ برای کلمه من وبلاگ دیگر کلمه بس است، حالا تو فکرش را بکن … اما ممکن نیست! با دست خودمان زندگی را وبلاگ برای کلمه خود خراب کرده ایم. هر روز صبح که بیدار می شویم سنگینی این زندگی لعنتی روی ما وجود دارد و باز باید فکر کرد......

    ادامه مطلب
  • از دل همان روح پیر و کثیف

  • نیلوبلاگ

    از دل وبلاگ همان کلمه روح پیر و وبلاگ کثیف کلمه ، عشق به موسیقی را ابداع کردم، تا از خودم بگریزم. ...

    ادامه مطلب
  • مرگ رویدادی در زندگی نیست...

  • نیلوبلاگ

    مرگ رویدادی در زندگی نیست. ما زندگی نمی کنیم تا مرگ را تجربه کنیم. اگر ابدیت را بی زمانی معنا کنیم نه مدت زمانی نامحدود، آن گاه زندگی ابدی متعلق به کسانی است که در حال زندگی می کنند. زندگی ما پایانی ندارد همانطور که میدان دید ما مرزی ندارد.  Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • من اگه سیگار هم بودم

  • نیلوبلاگ

    من اگه سیگار هم بودم، همون نخی میشدم که اشتباهی از ته روشن میشه....

    ادامه مطلب
  • همان دیروز لـعـنـتـی

  • نیلوبلاگ

    u200fآیـا حاضـری بـفهمـیهمه فـرداها همان دیروز لـعـنـتـی است ...

    ادامه مطلب
  • لا به لای دروغاتون

  • نیلوبلاگ

    لا به لاى دروغاتون، يه نگاه به چشماى طرف مقابلتون بكنين، شايد پشيمون شدین...

    ادامه مطلب