
یه زمانی دلم میخواست در توضیحات وبلاگم بنویسم مشاوره حقوقی، اما الان ذوقی واسش ندارم. بعد از یکسال کار در زمینه مشاوره حقوقی و نمایندگی(وکالت) برای ۴۰ پرونده حقوقی و کیفری، میخوام اعلام کنم که برای دوست و رفقای وبلاگم، اونایی که از قبل دنبال میکنن وبلاگمو یا حتی الان یه رهگذری هستن... حاضرم به صورت رایگان مشاوره بدم و در مواردی لایحه تنظیم کنم.در حد علم و دانشی که دارم... ...
ادامه مطلب
حس عجیبیه، پیج اینستاتو ببندی بعد ۶،۷ سال.این وبلاگ هم دو سه ماه دیگه ۱۰ ساله میشه.همه چی بیش از پیش واسم بی معنی تر شده. بی معنی تر از هرموقع... ...
ادامه مطلب
خسته تر از قبل خسته تر از همیشه یه مرد بود یه مرد......
ادامه مطلب
از وقتی مادرِ پدرم فوت شد، پدرم به تدریج شکسته تر میشود. دیگر قلدری و جسارت قبل رو ندارد. کمتر چیزی نظر خودش است. البته از وقتی که سنش از پنجاه سال گذشت این روند کند و تدریجی شروع شد. بچه تر که بودم و پدرم جوون تر بود، یه تشر میرفت آدم نفسش حبس میشد، تا مرز خیس کردن خودش میرفت. حرف، حرف بابام بود: الان نرو بیرون. تا این ساعت باید برگردی. درستو بخون. این کارو بکن اون کارو بکن...آرایشگر مشترک من و پدرم یک روز بهم گفت: "بابات تا پارسال موهاش پرپشت بود. اما تو این یکسال هم موهاش ریخت خیلی هم یکم ساکت تر شده. حرصش دادی؟". و من نفهمیدم که پدرم پیرتر و خسته تر میشود. حتی با وجود تمام امر و نهی و سختگیری هاش...بچه تر که بودم و کلاس رزمی میرفتم، می آمد و ساعتها روی پاهایش می ایستاد و تمایاشم میکرد. ا...
ادامه مطلب
چندین ماه قبل از اتمام ترم ششم، کتاب تجارت اسناد تجاری از آقای دکتر اسکینی رو مطالعه کردم. بعد از اون کتاب آقای دکتر توکلی رو مفصل خوندم. کلمات رو هایلات میکردم و زیر جملات مهم خط میکشیدم. نمیذاشتم نکته ای از دیدم دور بمونه. حالا قبل امتحان تجارته. همه سوال و اشکالات دارند. چون عُستاد(ح.پ) 6 جلسه رو غیبت کرد و حتی یک جلسه جبرانی هم نذاشت. با اینحال من جواب سوالات هم کلاسی هام رو میدم و اشکالاتشون رو برطرف میکنم. نمونه سوالات امتحانی از ترم قبل که با جواب اسکرین شات گرفته شده، رو تصحیح میکنم و ایرادات جواب رو میگم و بهشون گوشزد میکنم که نکته چیه و جواب درست چی هست. برای هیچ امتحانی شاید همچین اعتماد به نفسی نداشتم. موقع امتحان با آرامش سر جلسه نشستم. دیدم که سوالات امتحانی همون سوالات تر...
ادامه مطلب
آدما دیگه شنونده خوبی نیستن. کلی پای درد و دل هاشون میشینی و با توجهت کمکشون میکنی، آرومشون میکنی اما تا شروع میکنی خودت صحبت کنی و از اون غمی بگی که داری، باز هم ادامه حرفت رو به خودشون وصل میکنن. همش من، من، من و من .... ....
ادامه مطلب
دوران جهان بی می و ساقی هیچ است بــی زمــزمــهٔ نـــایِ عــراقــی هـیــچ اســت هـر چـنـــد در احــوال جـهــان مــینگــرم حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است ...
ادامه مطلب
بی صدا زندگی , میکنم , بی صدا راه میروم بی صدا کار میکنم , بی صدا حرف میزنم بازیگر فیلم صامتی هستم تمام میشود و تمام میشوم. ...
ادامه مطلب
بین رنج بردن و هیچ ، به ما حق انتخاب دادهاند، من رنج را برداشتهام. ...
ادامه مطلب
سوالی قدیمی در کتابی کهن پرسنده اش را چگونه با خبر کند از جوابش؟ ...
ادامه مطلب
خيالتليوانِ آبی ست كه هر شب بالاي سر ميگذارمنيمه شب از خوابِ نداشتنت ميپَرمجرعه اي مي نوشمت آرامم ميكندو اين داستان ادامه دارد... ...
ادامه مطلب
گذشته ای که حالمان را گرفته است آینده ای که حالی برای رسیدنش نداریم و حالی که حالمان را به هم میزند... چه زندگی خوبی! &n...
ادامه مطلب
همه چيز ميتواند مرا خوشحال كند، اما هيچ چيز نميتواند غم مرا از بين ببرد. ...
ادامه مطلب
مائیم که از بادهٔ بیجام خوشیم هر صبح منوریم و هر شام خوشیم گـویـنـد سرانـجـام نـداریـد شـما مائیم که بیهیچ سرانجام خوشیم ...
ادامه مطلب
رفته بودم کافه، به کافه چی گفتم یه قهوه بده به تلخی سرنوشتمگفت خب چقدر تلخ بوده؟ سرمو بردم نزدیک گوشش گفتم: 10 تومن بیشتر ندارم :) برچسبها: کافه, قهوه, قهوه تلخ, تلخی سرنوشتم, کافه چی...
ادامه مطلب
تو کجایی؟ در گسترهی بیمرزِ این جهان تو کجایی؟ من در دورترین جای جهان ایستادهام: کنارِ تو. تو کجایی؟ در گسترهی ناپاکِ این جهان تو کجایی؟ من در پاکترین مُقامِ جهان ایستادهام: بر سبزهشورِ این رودِ بزرگ که میسُراید برای تو. برچسبها: احمد شاملو, تو کجایی, گستره ی بی مرز ا...
ادامه مطلب
چـه آرام بـودم و چـه بی قـرار شـدم چـه بی قرار و دردمـندانه تر ایـن کـه نمـی تـوانـم خـود را بـرای خـودم توضیـح بدهـم! برچسبها: محمود دولت آبادی, چه آرام بودم, توضیحی از خود, بی قرار, دردمندانه...
ادامه مطلب
درستـه پـول خوشـبخـتـی نـمـیـاره ولی قـطـعا بـی پـولـی بدبختی میاره... پ.ن: البته خودم معتقد هستم که پول خوشبختی میاره... ...
ادامه مطلب
می شوم بیدار و می بینم کنارم نیستـــی حسرتت سر می گذارد بی تو بر بالین من...
ادامه مطلب
تـنـهـایـی را دوسـت دارم، بـه شـرط آنـکـه هـر از گـاهـی دوستی بـیـایـد با هـم گـپـی بـزنـیـم... :) ...
ادامه مطلب