
یه زمانی دلم میخواست در توضیحات وبلاگم بنویسم مشاوره حقوقی، اما الان ذوقی واسش ندارم. بعد از یکسال کار در زمینه مشاوره حقوقی و نمایندگی(وکالت) برای ۴۰ پرونده حقوقی و کیفری، میخوام اعلام کنم که برای دوست و رفقای وبلاگم، اونایی که از قبل دنبال میکنن وبلاگمو یا حتی الان یه رهگذری هستن... حاضرم به صورت رایگان مشاوره بدم و در مواردی لایحه تنظیم کنم.در حد علم و دانشی که دارم... ...
ادامه مطلب
حس عجیبیه، پیج اینستاتو ببندی بعد ۶،۷ سال.این وبلاگ هم دو سه ماه دیگه ۱۰ ساله میشه.همه چی بیش از پیش واسم بی معنی تر شده. بی معنی تر از هرموقع... ...
ادامه مطلب
خسته تر از قبل خسته تر از همیشه یه مرد بود یه مرد......
ادامه مطلب
از وقتی مادرِ پدرم فوت شد، پدرم به تدریج شکسته تر میشود. دیگر قلدری و جسارت قبل رو ندارد. کمتر چیزی نظر خودش است. البته از وقتی که سنش از پنجاه سال گذشت این روند کند و تدریجی شروع شد. بچه تر که بودم و پدرم جوون تر بود، یه تشر میرفت آدم نفسش حبس میشد، تا مرز خیس کردن خودش میرفت. حرف، حرف بابام بود: الان نرو بیرون. تا این ساعت باید برگردی. درستو بخون. این کارو بکن اون کارو بکن...آرایشگر مشترک من و پدرم یک روز بهم گفت: "بابات تا پارسال موهاش پرپشت بود. اما تو این یکسال هم موهاش ریخت خیلی هم یکم ساکت تر شده. حرصش دادی؟". و من نفهمیدم که پدرم پیرتر و خسته تر میشود. حتی با وجود تمام امر و نهی و سختگیری هاش...بچه تر که بودم و کلاس رزمی میرفتم، می آمد و ساعتها روی پاهایش می ایستاد و تمایاشم میکرد. ا...
ادامه مطلب
صادق چوبک 13 تیر 1377 شمسی در شهر بروکلی آمریکا در گذشت."منیرو روانی پور" در سوگ او مینویسد:" در شهر سیاتل آمریکا، یک نوع ماهی غریبی هست به نام " سالمن " که اندک زمانی بعد از تولد، به اقیانوس میرود تا زندگی کند و چندماهی پیش از مرگ به زادگاه خود برمیگردد؛ برمیگردد تا همانجا که به دنیا آمده بود، بمیرد. حالا میتوانم بگویم که صادق چوبک در آخرین لحظات زندگی، چطور با بهت و حیرت نگاه کرده و پیش از این که خورشید زادگاهش را ببیند، از نفس افتاده. به یاد جمله ی آخر او می افتم؛ این جا توی این غربت...؟"" تو فکر میکنی اینجا'>اینجا میمیرم؟ این جا توی این غربت...؟"حالا صادق چوبک هم نیست که میگفت: وقتی به مرگ فکر میکنم، خوابم نمیبرد. هرشب منتظرم که صبح شود و خورشید را دوباره ببینم. صدای "قدسی" را بشنوم. گاه...
ادامه مطلب
چندین ماه قبل از اتمام ترم ششم، کتاب تجارت اسناد تجاری از آقای دکتر اسکینی رو مطالعه کردم. بعد از اون کتاب آقای دکتر توکلی رو مفصل خوندم. کلمات رو هایلات میکردم و زیر جملات مهم خط میکشیدم. نمیذاشتم نکته ای از دیدم دور بمونه. حالا قبل امتحان تجارته. همه سوال و اشکالات دارند. چون عُستاد(ح.پ) 6 جلسه رو غیبت کرد و حتی یک جلسه جبرانی هم نذاشت. با اینحال من جواب سوالات هم کلاسی هام رو میدم و اشکالاتشون رو برطرف میکنم. نمونه سوالات امتحانی از ترم قبل که با جواب اسکرین شات گرفته شده، رو تصحیح میکنم و ایرادات جواب رو میگم و بهشون گوشزد میکنم که نکته چیه و جواب درست چی هست. برای هیچ امتحانی شاید همچین اعتماد به نفسی نداشتم. موقع امتحان با آرامش سر جلسه نشستم. دیدم که سوالات امتحانی همون سوالات تر...
ادامه مطلب
حقوق جان، رشته ی دلخواه من!تو را با تمام مسامحه های قانونگذار دوست دارم.لغات عربی و کهنه ی در تو، مثل زبان مادری شیرین است و برایم تازگی دارد.حتی با وجود تمام ابهام، اجمال و تعارضت به جان می نشینی.ای کاش کسی تو را بخواند که به تقدست آگاه باشد.چه شد که هرکس هوس دانشگاه به سرش زد، تصمیم گرفت که حقوق بخواند؟من را ببخش زمانیکه دانشجوی راه تو شدم، به اندازه کافی جشن نگرفتم و ذوق و شوق کافی به خرج ندادم!به تو کم توجهی کردم. دقیق نخواندمت و آنطور که باید با تو انس نگرفتم! تو وسیله ستاندن حق و حقوق مردمی، خون و حیثیت و مال افراد را صیانت میکنی اما حالا بازیچه دست طرح تسهیل و بیشعوری جماعتی احمق شده ای.جامعه ای که تو در آن رنگ ببازی خیلی وقت است که مضمحل شده است.تو را باید نجات داد. قبل از اینکه...
ادامه مطلب
عادت مردم این شهر فقط غم زدگیست جمعه هم روز قشنگی است اگر بگذارند......
ادامه مطلب
من در گذشته زمانی پسر و دختر، بوته، پرنده و ماهی آرام دریا بودم....
ادامه مطلب
آدما دیگه شنونده خوبی نیستن. کلی پای درد و دل هاشون میشینی و با توجهت کمکشون میکنی، آرومشون میکنی اما تا شروع میکنی خودت صحبت کنی و از اون غمی بگی که داری، باز هم ادامه حرفت رو به خودشون وصل میکنن. همش من، من، من و من .... ....
ادامه مطلب
ای به داد ِ من رسیدهتو روزای ِ خود شکستنای چراغ ِ مهربونیتو شبای ِ وحشت ِ منای تبلور ِ حقیقتتوی ِ لحظه های ِ تردیدتو منو از شب گرفتیتو منو دادی به خورشیداگه باشی یا نباشیبرای ِ من تکیه گاهیبرای ِ من ک...
ادامه مطلب
از آسمون، خونه كه می بارهپاييز ما پاييز خوبی نيستديوونه ايم با اينکه مي دونيمديوونه بودن چيز خوبی نيستدلخوش به چی هستی؟ كدوم فردا؟دنياي ما بدجور بي رحمهحال تو رو هيشکی نمی دونهحرف منو هيچ كس نمی فهمهع...
ادامه مطلب
فرصتِ من از تاریخ، سهمم از جهانم بوددختری که با گریه توی بازوانم بودپهلوان تو ماندم گرچه دیو بسیار استآنچه از لبت خواندم کلّ هفتخوانم بوداز سکوت ترسیدم، در سقوط رقصیدمنوش گفتی و دیدم: سم در استکانم ب...
ادامه مطلب
دوران جهان بی می و ساقی هیچ است بــی زمــزمــهٔ نـــایِ عــراقــی هـیــچ اســت هـر چـنـــد در احــوال جـهــان مــینگــرم حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است ...
ادامه مطلب
Download نای عشقم تشنه ی لبهای تو خاموشم دور از تو و آوای تو نای عشقم تشنه ی لبهای تو لبهای تو همچو باران از نشیب دره ها میگریزم میگریزم خسته در صحرای تو صحرای تو میگریزم خسته در صحرای تو صحرای تو...
ادامه مطلب
بی صدا زندگی , میکنم , بی صدا راه میروم بی صدا کار میکنم , بی صدا حرف میزنم بازیگر فیلم صامتی هستم تمام میشود و تمام میشوم. ...
ادامه مطلب
و گفت: بیزارم از آن خدای که به طاعت من از من خشنود شود و به معصیت من از من خشم گیرد پس او خود در بند من است تا من چه کنم......
ادامه مطلب
کمدی اما در عین حال بسیار گریه آور یک کمدی سیاه که پر از معنی بود پ.ن: پیشنهاد میکنم تماشا کنید....
ادامه مطلب
دلم میخواهد زندگیم را مانند بسته ای در دست کس وبلاگ دیگر کلمه ی بگذارم و بگویم: بیا، وبلاگ برای کلمه من وبلاگ دیگر کلمه بس است، حالا تو فکرش را بکن … اما ممکن نیست! با دست خودمان زندگی را وبلاگ برای کلمه خود خراب کرده ایم. هر روز صبح که بیدار می شویم سنگینی این زندگی لعنتی روی ما وجود دارد و باز باید فکر کرد......
ادامه مطلب
بین رنج بردن و هیچ ، به ما حق انتخاب دادهاند، من رنج را برداشتهام. ...
ادامه مطلب