سوالی قدیمی در کتابی کهن - تاریخ: 1397/2/8 ساعت: 21:02
سوالی قدیمی در کتابی کهن پرسنده اش را چگونه با خبر کند از جوابش؟
مرگ رویدادی در زندگی نیست... - تاریخ: 1397/2/8 ساعت: 21:02
مرگ رویدادی در زندگی نیست. ما زندگی نمی کنیم تا مرگ را تجربه کنیم. اگر ابدیت را بی زمانی معنا کنیم نه مدت زمانی نامحدود، آن گاه زندگی ابدی متعلق به کسانی است که در حال زندگی می کنند. زندگی ما پایانی ندارد همانطور که میدان دید ما مرزی ندارد.  Let's block ads! (Why?)
وقتی که در خانه تنهائید - تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 4:50
شما وقـتی کـه در خانـه تنـهائـیدبه خیـابـان می رویـد من امـا از خیـابان های تنـهایـیبه خانه برمیـگردمبرچسبها: حسن آذری, بادها کجا می میرند, خیابان های تنهایی, قدم زدن در تنهایی, خانهLet's block ads! (Why?)
سکوت در مقابل ظلم - تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 4:50
کسانی که در مقابل ظلممتحد نمیشوند،در زندانهای ظالمیکدیگر را ملاقات خواهند کرد !
عشق یعنی... - تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 4:50
عشق یعنی یکی درونِ دو تن.
بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 15:54
بعضی از آدمها خط خوردگی دارندو بعضی از آدمها غلطِ چاپی دارندبعضی از آدمها زیادی غلط دارند و بعضی غلط های زیادی!
مرگ مردن نیست - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 15:54
و مرگ مردن نیست؛و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست!من مردگان بی شماری را دیده امکه راه می رفتند؛حرف می زدند؛سیگار می کشیدند؛و خیس از بارانانتظار و تنهایی را درک می کردند...برچسبها: حسین پناهی, مرگ, خیس از باران, انتظار و تنهایی, قدم زدن در تنهاییLet's block ads! (Why?)
Epitaph - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 15:54
   Paint me a room where I can dreamDream of a world that I used to seePaint me a window, soft and definedAnd flood yellow lightThrough the open blindsIt's somewhere, hidden from view...A portrait, an epitaph Download 9MBبرچسبها: Antimatter, Planetary Confinement, Epitaph, Melancholic Metal, Dark am...
خیالت لیوان آبی ست که هرشب بالای سرم میگذارم - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 23:09
خيالتليوانِ آبی ست كه هر شب بالاي سر ميگذارمنيمه شب از خوابِ نداشتنت ميپَرمجرعه اي مي نوشمت آرامم ميكندو اين داستان ادامه دارد...
همون لحظه نداریش! - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 23:09
بزرگترین بدی زندگی اینه کههیچ وقت اون چیزی رو که می خوای همون لحظه نداریشیه زمانی بهش می رسیکه دیگه برات مهم نیست ! برچسبها: جروم دیوید سلینجر, بدی زندگی, بخش هایی از کتاب, خواسته, زندگی لعنتیLet's block ads! (Why?)
من اگه سیگار هم بودم - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 23:09
من اگه سیگار هم بودم، همون نخی میشدم که اشتباهی از ته روشن میشه.
ویرانگر هدایتگر - تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 13:40
اشرف مخلوقات از تنهایی گریزان است چرا که میداند این ویرانگر هدایتگر قرار است تمام باورهایش را زیر سوال ببرد. گاهی دوست دارد فارغ از این جهان لحظه ای در سکوت بماند اما بعد از مدتی نمی تواند تحمل کند به طور ناگهانی نفسش پس میزند حس میکند تمام رشته هایی که او را به زندگی متصل کرده گسیخته میشوند. برای ه...
همان دیروز لـعـنـتـی - تاریخ: 1396/10/28 ساعت: 3:47
u200fآیـا حاضـری بـفهمـیهمه فـرداها همان دیروز لـعـنـتـی است
لا به لای دروغاتون - تاریخ: 1396/10/28 ساعت: 3:47
لا به لاى دروغاتون، يه نگاه به چشماى طرف مقابلتون بكنين، شايد پشيمون شدین
Nobody Can Save Me - تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 5:43
Download 320 / 8MB I'm dancing with my demons من با شیطان خودم می رقصم I'm hanging off the edge بر روی لبه مردد مانده ام Storm clouds gather beneath me ابرهای سیاه در زیر من جمع شده اند Waves break above my head امواج در بالای سرم می خروشند Headfirst hallucination تصور عجولانه [Pre-Chorus 1] I wa a ...
چرا مهر خموشی از لب گفتار بردارم؟ - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 3:06
به خدمت بنده از آزادمردان زود می گردد ایاز از حسن خدمت عاقبت محمود می گردد به عشق آویز، دل را از هوس گر پاک می خواهی که از آتش زر مغشوش خالص زود می گردد به دریا می رسد ابر بهار از قطره افشانی زیان مایه داران مروت سود می گردد نماند دست ارباب کرم در آستین هرگز که در جیب کریمان زر چو گل موجود می گردد چ...
خواستم داد شوم … گرچه لبم دوخته است - تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 14:01
خواستم داد شوم … گرچه لبم دوخته استخودم و جدّم و جدّ پدرم سوخته استخواستم جیغ شوم، گریهی بیشرط شومخواستم از همهی مرحلهها پرت شوموسط گریهی من رقص جنوبی کردیمکامپیوتر شدم و بازی خوبی کردیمکسی از گوشی مشغول، به من میخندیدآخر مرحله شد، غول به من میخندید !دل به تغییر، به تحقیر، به زندان دادموسط تلویزیون ...
The Little Clown - تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 2:48
 A little clown is living in my heart ,Small and very special, It can dance and jump, laugh and sing If you in pain and you need to cry come and borrow it    
چیزی که در ذهنتان جای دارد - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 15:13
ممكن است مقداری زهر در كوزه ای ریخت و آن كوزه را شست و اثرات زهر را از بین برد، ولی چیزی را كه در ذهنتان جای دارد، خوب یا بد، بر شما فرمانروایی خواهد كرد و هرگز از آن رهایی نتوانید یافت.
گویند کسان بهشت با حور خوش است - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 7:26
 گویند کسان بهشت با حور خوش است من گویم که آب انگور خوش است این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار آواز دهل شنیدن از دور خوش است  

برچسب‌های محبوب

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند | مبارزه با تحقیر