سال 1401! - تاریخ: 1404/9/15 ساعت: 12:36
انقدر که این یک سال اخیر سخت گذشت، دیگه نه حوصله ای بود رمانی بخونم نه دلی که بخوام شعر بخونم. هرچند چندین رمان خوندم و خیلی دلم میخواست تکه هاییش رو اینجا بذارم اما دلم به نوشتن نمیرفت. خیلی ساله که اینجا مینویسم. از وقتی که نوجوان بودم و دوران راهنمایی رو میگذروندم تا الان که دانشگاهم تقریبا تمومه...
شعری برای دندان بد شکلِ قدیمی - تاریخ: 1404/9/15 ساعت: 12:36
شعری برای دندان بد شکلِ قدیمیمن زنی را میشناسم،که مدام پازل میخرد،پازلهای چینی،بلوکه‌های پازل چوبی،پازلهای فلزی،تکه‌هایی که عاقبت در ترتیب خاصی قرار میگیرند.به کمک ریاضیات آنها را حل میکند.همه‌ی پازلها را حل میکند.او در جنوب، نزدیک دریا زندگی میکند.او برای مورچه‌ها شِکر میریزد.او کاملاً به دنیای بهت...
Quarantine by Justin Hurwitz - تاریخ: 1404/9/15 ساعت: 12:36
Quarantine Justin Hurwitz
مشاور حقوقی بی ذوق - تاریخ: 1404/9/15 ساعت: 12:36
یه زمانی دلم میخواست در توضیحات وبلاگم بنویسم مشاوره حقوقی، اما الان ذوقی واسش ندارم. بعد از یکسال کار در زمینه مشاوره حقوقی و نمایندگی(وکالت) برای ۴۰ پرونده حقوقی و کیفری، میخوام اعلام کنم که برای دوست و رفقای وبلاگم، اونایی که از قبل دنبال میکنن وبلاگمو یا حتی الان یه رهگذری هستن... حاضرم به صورت ...
بی معنی - تاریخ: 1404/9/15 ساعت: 12:36
حس عجیبیه، پیج اینستاتو ببندی بعد ۶،۷ سال.این وبلاگ هم دو سه ماه دیگه ۱۰ ساله میشه.همه چی بیش از پیش واسم بی معنی تر شده. بی معنی تر از هرموقع...
رسیدن به آرزویی که خوشحالم نکرد - تاریخ: 1403/2/21 ساعت: 13:23
به آرزویی که ۲،۳ ساله ام بلاخره رسیدم. منظورم آرزوییه که ۲،۳ ساله تو دلم داشتم. اما خوشحال نیستم...دیگه وقتی بهش رسیدم که میشه بگم ذوقی نداشتم. فقط خواستم برسم که حسرتش به دلم نمونه... Adblock test (Why?)
The Fountain - تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 15:05
Death is the road to awe...مرگ گذرگاهی به حیرت و شگفتی است...The Last Manبه شدت تحت تاثیر این فیلم با موسیقی شاهکارش قرار گرفتم. از خیلی قبل تر، این قطعه از کِلِنت مَنسِل رو گوش میدادم تا اینکه چند وقت پیش فیلم چشمه رو هم دیدم. هرکس میتونه درک و احساسات منحصر به فرد خودشو از فیلم داشته باشه. خیلی ها...
با صدای بی صدا... - تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 22:42
خسته تر از قبل خسته تر از همیشه یه مرد بود یه مرد...
پایان کارشناسی حقوق و شروع خدمت - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 20:50
بلاخره بعد از چهار سال تحصیلِ علم شیرین حقوق(چیزی که از سیزده سالگی آرزوشو داشتم)، به آخرای این دوره تحصیلی رسیدم. به هیچ عنوان احساس ندامت یا پشیمانی ندارم. خوشحالم که این انتخاب رو داشتم. چهار سال به راحتی گذشت. چقدر تجربه و اتفاقات تلخ و شیرینی داشت. دوست و رفیق زیاد پیدا کردم. دوره ی دانشجوییم ر...
روایت دنیایی بسیار دورتر و عمیق تر و خاص تر - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 20:50
حتما نباید از کلمه استفاده بشه، جمله ساخت و متنی گذاشت. همه ی اینها هستند که بتونن ارتباط برقرار کنند یا احساسات رو منتقل کنند، توصیف کنند. کلمات و حروف صرفا وسیله هستند. البته غیر از اینها وسایل دیگری هستند که چندسالی هست بیشتر میتونم درکشون کنم. مثل موسیقی!برای اهلش موسیقی میذارم. چرا میگم اهلش؟ چ...
پیرمرد بی آزار - تاریخ: 1401/10/30 ساعت: 7:30
از وقتی مادرِ پدرم فوت شد، پدرم به تدریج شکسته تر میشود. دیگر قلدری و جسارت قبل رو ندارد. کمتر چیزی نظر خودش است. البته از وقتی که سنش از پنجاه سال گذشت این روند کند و تدریجی شروع شد. بچه تر که بودم و پدرم جوون تر بود، یه تشر میرفت آدم نفسش حبس میشد، تا مرز خیس کردن خودش میرفت. حرف، حرف بابام بود: ا...
24 شهریور 1401 - تاریخ: 1401/6/29 ساعت: 3:07
شهریور ماه خوبیه. چند سالیه بیشتر فهمیدم که چقدر شهریور بهم سازگاره. چقدر دوسش دارم. اتفاقات خوب زیادی تو این ماه واسم افتاده. حس آرامش بهم میده. نمیدونم چرا! ماه آرومیه... حرفی ندارم. چیزی نیست که بنویسم. امروز رمان تماما مخصوص از عباس معروفی رو شروع کردم. جالب اینکه این کتاب از خود نشر گردون، چاپ ...
تو فکر میکنی من اینجا میمیرم؟ اینجا توی این غربت...؟ - تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 1:56
صادق چوبک 13 تیر 1377 شمسی در شهر بروکلی آمریکا در گذشت."منیرو روانی پور" در سوگ او مینویسد:" در شهر سیاتل آمریکا، یک نوع ماهی غریبی هست به نام " سالمن " که اندک زمانی بعد از تولد، به اقیانوس میرود تا زندگی کند و چندماهی پیش از مرگ به زادگاه خود برمیگردد؛ برمیگردد تا همانجا که به دنیا آمده بود، بمیر...
بیشعوری عُستاد در روز های گرم تابستان - تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 1:56
چندین ماه قبل از اتمام ترم ششم، کتاب تجارت اسناد تجاری از آقای دکتر اسکینی رو مطالعه کردم. بعد از اون کتاب آقای دکتر توکلی رو مفصل خوندم. کلمات رو هایلات میکردم و زیر جملات مهم خط میکشیدم. نمیذاشتم نکته ای از دیدم دور بمونه. حالا قبل امتحان تجارته. همه سوال و اشکالات دارند. چون عُستاد(ح.پ) 6 جلسه رو...
لاتاری، خدمت، انزوا - تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 1:56
یه موقع هم سال آخر دبیرستان بودیم، عکس گرفتیم برای ثبتنام لاتاری گرین کارت آمریکا اما حالا همون عکسارو میدیم که کارای خدمت و سرباز شدنمون رو درست کنیم.چند روز پیش چنین چیزی یادم اومد. تفاوتیه که نمیدونم چی اسمشو بذارم. این عارضه که ناگهان شماره های زیادی از مخاطبین گوشیتو پاک کنی از جمله یک سری دوست...
مردم به چه امیدی بهت پول بدن؟ - تاریخ: 1401/3/5 ساعت: 22:52
چیزی تا تموم کردن مقطع کارشناسی نمونده. بیشتر از قبل تلاش میکنم. تلاشم اینه که مرور کنم تا مطالب تثبیت بشه و از خاطرم نره. اما متاسفانه هرچی به آخر دانشگاه نزدیک میشیم، هم کلاسی ها و حقوقخوانان هم دوره ایم، سست تر و تنبل تر میشن. استاد هربار که سوال میکنه و  پاسخ صحیحی از دانشجوها دریافت نمیکنه بیشت...
حقوق جان، رشته ی دلخواه من! - تاریخ: 1401/3/5 ساعت: 22:52
حقوق جان، رشته ی دلخواه من!تو را با تمام مسامحه های قانونگذار دوست دارم.لغات عربی و کهنه ی در تو، مثل زبان مادری شیرین است و برایم تازگی دارد.حتی با وجود تمام ابهام، اجمال و تعارضت به جان می نشینی.ای کاش کسی تو را بخواند که به تقدست آگاه باشد.چه شد که هرکس هوس دانشگاه به سرش زد، تصمیم گرفت که حقوق ب...
ترم یک حقوق و عشق به کاراگاهی - تاریخ: 1401/2/17 ساعت: 15:27
اوایل ورود به دانشگاه و تحصیل در رشته حقوق، یکی از فانتزی هایی که خیلی تو سرم بود " حرفه کاراگاهی " بود. اونم نه یک کاراگاه خوشحال و خوشرو. بلکه یک کاراگاه کاملا جدی که خیلی به خودش سخت میگیره. اغلب کم حرف، سرد و بی روح اما خیلی پیگیر و خبره. وقتی میدیدم کاراگاه مقام قضائی نداره و فقط دستور میگیره، ...
جمعه هم روز قشنگی است - تاریخ: 1401/2/17 ساعت: 15:27
عادت مردم این شهر فقط غم زدگیست جمعه هم روز قشنگی است اگر بگذارند...
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود - تاریخ: 1401/2/17 ساعت: 15:27
گاهی گمان نمیکنی ، ولی خوب میشود        گاهی نمیشود، که نمیشود، که نمیشودگاهی بساط عیش خودش جور میشود        گاهی دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمه            گه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهی هزار دوره دعا بی اجابت است           گاهی نگفته قرعه به نام تو میشودگاهی گدایِ گدایی و بخت ...

برچسب‌های مرتبط

واسه عقد تو محضر چی بپوشم | alone in a crowded room | alone in a crowded room song | alone in a crowded room lyrics | معجزکی در کار نیست | معجزکی در کار نیست ما کشتی شکستگانیم | یکشنبه غم انگیز | یکشنبه سیاه | یکشنبه بازار استانبول | یکشنبه ی غم انگیز